تبليغاتX


Lee Young Ae - خلاصه قسمت ۴۲ جواهری در قصر
تاریخ پنجشنبه هجدهم مرداد 1386 | ساعت : 0:23

 
 

بعد از این که یانگوم حرفهای بانو چویی رو شنید به طرف آشپزخانه

 رفت و چانگ که در حال صرف غذا بود رو دید و به اون گفت که

 نباید غذاهای چرب به یونسنگ بده چانگ هم قبول میکنه .

یانگوم و چانگ

بعد از این که یوئل-یی حرفاش با بانو جویی تموم میشه میره به

 داروخانه و یکی از همکاراش بهش میگه که عالیجناب شین

 میخوان تورو در محل بانو لی(یونسنگ) ببینن .

 یوئول-یی و داروخانه

وقتی یوئل-یی به اونجا میرسه میبینه که تمام پزشکان در حال

 معاینه بانولی هستند .

 معاینه بانو لی

بعد از این که پزشکان قضیه فشارخون بانو لی رو میفهمن یک

 جلسه ترتیب میدن و در اون جلسه یوئل-یی مورد بازخواست قرار

 میگیره و حتی میخواستن اونو اخراج کنن که پزشک ارشد اجازه

 این کارو نمیده و میگه ما اونو مجبور به انجام کارهای پست میکنیم

 تا تنبیح بشه .

 

 جلسه بازخواست یوئول-یی

یانگوم میره پیش بانو مین و چانگ و موضوع رو به اونا اطلاع

 میده و میگه که یوئل-یی ابزار دست بانو چویی .

 یانگوم و بانو مین و چانگ

یانگوم میره پیش افسر مین و به اون هم اطلاع میده و میگه بباید

 ساکت بشینیم افسر مین به اون میگه درسته که قدرت اونا کم شده

 ولی هنوزم در افتادن با اونا سخته و یانگوم میگه من باید خودمو

 به پادشاه نزدیک کنم و برای این کار باید علت بیماری ایشون رو

 پیدا کنم اما افسر مین میگه تو یک زنی و فقط پزشکان مرد میتونن

 پادشاه رو معاینه کنن ، یانگوم به اون میگه که برای معالجه ایشون

 یک راه دیگه هم هست اونم بررسی سوابق پزشکی هست که به شدت

 از اونا مراقبت میشه و فقط ملازمان خاص به اونا دسترسی دارن و ...

 یانگوم و افسر مین

یانگوم میره پیش ملازم ارشد و از اون میخواد که بزاره سوابق

 خصوصی پادشاه رو ببینه اما اون قبول نمیکنه .

 یانگوم و ملازم ارشد

یانگوم میره پیش یکی از پزشکان و از اون میخواد تا اجازه بده

 سوابق خصوصی ملکه رو ببینه ولی پزشک میگه احتیاج به این

 کار نیست و سما فقط با ماساژ دادن ایشون میتونید اونو درمان کنید .

 یانگوم و یکی از پزشکان

بانو چویی و برادرش بسیار از موضوع برملا شدن بیماری بانو

 لی ناراحتن و این که افسر مین و یانگوم دارن کاراشونو خراب میکنن .

 بانو چویی و برادرش

یانگوم وقتی داره ملکرو ماساژ میده بهش میگه که من فکر میکنم

 بیماری شما بخاطر چیز دیگری هست و برای فهمیدن دلیل اون من

باید سوابق شما رو مطالعه کنم .

 یانگوم و ملکه

بعد از این تقاضای یانگوم پزشکان جلسه ای رو ترتیب میدن و

 از یانگوم بازخواست میکنن که چرا چنین خاصته ای رو از ملکه

 کرده و مراحل اداری رو طی نکرده و از اون میخوان که بره

 پیش ملکه و خواستشو پس بگیره ولی یانگوم قبول نمیکنه .

 بازخواست یانگوم

بلاخره یانگوم وارد اتاق سوابق شاه و ملکه میشه وقتی میخواد

 بره تو مامور اونجا بهش میگه تو حق نداری چیزی از اینجا بیرون

 ببری و یا از روش کپی برداری .

 یانگوم و اتاق سوابق پزشکی

وقتی یانگوم وارد میشه یواشکی سوابق شاه رو بر میداره و میبره

 بیرون و مامور وقتی اونو میگرده چیزی نمیفهمه .

 دزدیدن سوابق 1

دزدیدن سوابق 2

بعد از برداشتن سوابق شاه یانگوم میره پیش خانوم دکتر و این

 موضوع را به اون میگه و خانوم دکتر به اون میگه آماده شو تا 

 از روی این سوابق کپی بگیریم .

 یانگوم و خانوم دکتر

گیوم یونگ میره پیش افسرمین و به اون میگه که قبلا چقدر دوسش

 داشته ولی حالا دیگه میخواد به این عشق پایان بده .

 گیوم یونگ و افسر مین

برادر بانو چویی و وزیر اوگیوم او  میخوان دسیسه ای درست کنن

 و بگن که افسر مین بخاطر یانگوم در اون شهر طاعون زده مونده

 و اونا میخوان با هم ازدواج کنن .

 آقای چویی

مادر یانگوم این موضوعو به یانگوم میگه و بهش میگه باید از

 افسر مین دوری کنه و طبق قانون طبقات مرد دیگری رو برای

 ازدواج پیدا کنه .

 مادر یانگوم

یانگوم از این موضوع خیلی ناراحت میشه .

 ناراحتی یانگوم

شاه حالش رو به بدتر شدن هست و پزشک ارشد میره و اونو

 معاینه میکنه و میگه که شما انفلانزا دارین .

 معاینه شاه

وقتی یانگوم داره میره پیش بانو لی یانگومو بازداشت میکنن و

 به بخش تحقیقات ملازمانه میبرن در اونجا از یانگوم بازجویی

 میکنن و مگن که ما فهمیدیم تو سوابق شاه رو بیرون بردی .

بازداشت یانگوم

بازداشت یانگوم 2

بانو چویی از این موضوع با خبر میشه و به یانگرو دستور میده

 تا بفهمه یانگوم چرا بازداشت شده .

 بانو چویی و یانگرو

ملازم ارشد میاد تا بازجویی کنه و میفهمه که اون کسی که دستگیر

 شده یانگوم هست .

 ملازم ارشد

بانو چویی از موضوع یانگوم کاملا با خبر میشه و میگه که اونا

 یانگومو میکشن خیلی زود و بدون سر وصدا .

 بانو چویی و خیالات او

بعد از دخالت ملازم ارشد اونا از گناه یانگوم میگذرن و بهش میگن

 اگه یک باره دیگه این کارو انجام بدی تورو خواهیم کشت .

 دخالت ملازم ارشد

وقتی یانگوم و ملازم ارشد در حال رفتن بودن بانو چویی از راه

 میرسه و به ملازم ارشد میگه آیا تو به شاه خیانت میکنی و در

 اینجاست که قسمت ۴۲ تمام میشه .

ملازم ارشد و بانو چویی

پایان قسمت 42

+ نوشته شده توسط : آرمان (مدیر وبلاگ) در تاریخ پنجشنبه هجدهم مرداد 1386 و ساعت 0:23 |


Copyright © 2007 arman-arash All Rights Reserved


وبلاگ رسمی لی یونگ ائه