خلاصه قسمت ۴۲ جواهری در قصر
بعد از این که یانگوم حرفهای بانو چویی رو شنید به طرف آشپزخانه
رفت و چانگ که در حال صرف غذا بود رو دید و به اون گفت که
نباید غذاهای چرب به یونسنگ بده چانگ هم قبول میکنه .

بعد از این که یوئل-یی حرفاش با بانو جویی تموم میشه میره به
داروخانه و یکی از همکاراش بهش میگه که عالیجناب شین
میخوان تورو در محل بانو لی(یونسنگ) ببینن .

وقتی یوئل-یی به اونجا میرسه میبینه که تمام پزشکان در حال
معاینه بانولی هستند .

بعد از این که پزشکان قضیه فشارخون بانو لی رو میفهمن یک
جلسه ترتیب میدن و در اون جلسه یوئل-یی مورد بازخواست قرار
میگیره و حتی میخواستن اونو اخراج کنن که پزشک ارشد اجازه
این کارو نمیده و میگه ما اونو مجبور به انجام کارهای پست میکنیم
تا تنبیح بشه .

یانگوم میره پیش بانو مین و چانگ و موضوع رو به اونا اطلاع
میده و میگه که یوئل-یی ابزار دست بانو چویی .

یانگوم میره پیش افسر مین و به اون هم اطلاع میده و میگه بباید
ساکت بشینیم افسر مین به اون میگه درسته که قدرت اونا کم شده
ولی هنوزم در افتادن با اونا سخته و یانگوم میگه من باید خودمو
به پادشاه نزدیک کنم و برای این کار باید علت بیماری ایشون رو
پیدا کنم اما افسر مین میگه تو یک زنی و فقط پزشکان مرد میتونن
پادشاه رو معاینه کنن ، یانگوم به اون میگه که برای معالجه ایشون
یک راه دیگه هم هست اونم بررسی سوابق پزشکی هست که به شدت
از اونا مراقبت میشه و فقط ملازمان خاص به اونا دسترسی دارن و ...

یانگوم میره پیش ملازم ارشد و از اون میخواد که بزاره سوابق
خصوصی پادشاه رو ببینه اما اون قبول نمیکنه .

یانگوم میره پیش یکی از پزشکان و از اون میخواد تا اجازه بده
سوابق خصوصی ملکه رو ببینه ولی پزشک میگه احتیاج به این
کار نیست و سما فقط با ماساژ دادن ایشون میتونید اونو درمان کنید .

بانو چویی و برادرش بسیار از موضوع برملا شدن بیماری بانو
لی ناراحتن و این که افسر مین و یانگوم دارن کاراشونو خراب میکنن .

یانگوم وقتی داره ملکرو ماساژ میده بهش میگه که من فکر میکنم
بیماری شما بخاطر چیز دیگری هست و برای فهمیدن دلیل اون من
باید سوابق شما رو مطالعه کنم .

بعد از این تقاضای یانگوم پزشکان جلسه ای رو ترتیب میدن و
از یانگوم بازخواست میکنن که چرا چنین خاصته ای رو از ملکه
کرده و مراحل اداری رو طی نکرده و از اون میخوان که بره
پیش ملکه و خواستشو پس بگیره ولی یانگوم قبول نمیکنه .

بلاخره یانگوم وارد اتاق سوابق شاه و ملکه میشه وقتی میخواد
بره تو مامور اونجا بهش میگه تو حق نداری چیزی از اینجا بیرون
ببری و یا از روش کپی برداری .

وقتی یانگوم وارد میشه یواشکی سوابق شاه رو بر میداره و میبره
بیرون و مامور وقتی اونو میگرده چیزی نمیفهمه .


بعد از برداشتن سوابق شاه یانگوم میره پیش خانوم دکتر و این
موضوع را به اون میگه و خانوم دکتر به اون میگه آماده شو تا
از روی این سوابق کپی بگیریم .

گیوم یونگ میره پیش افسرمین و به اون میگه که قبلا چقدر دوسش
داشته ولی حالا دیگه میخواد به این عشق پایان بده .

برادر بانو چویی و وزیر اوگیوم او میخوان دسیسه ای درست کنن
و بگن که افسر مین بخاطر یانگوم در اون شهر طاعون زده مونده
و اونا میخوان با هم ازدواج کنن .

مادر یانگوم این موضوعو به یانگوم میگه و بهش میگه باید از
افسر مین دوری کنه و طبق قانون طبقات مرد دیگری رو برای
ازدواج پیدا کنه .

یانگوم از این موضوع خیلی ناراحت میشه .

شاه حالش رو به بدتر شدن هست و پزشک ارشد میره و اونو
معاینه میکنه و میگه که شما انفلانزا دارین .

وقتی یانگوم داره میره پیش بانو لی یانگومو بازداشت میکنن و
به بخش تحقیقات ملازمانه میبرن در اونجا از یانگوم بازجویی
میکنن و مگن که ما فهمیدیم تو سوابق شاه رو بیرون بردی .


بانو چویی از این موضوع با خبر میشه و به یانگرو دستور میده
تا بفهمه یانگوم چرا بازداشت شده .

ملازم ارشد میاد تا بازجویی کنه و میفهمه که اون کسی که دستگیر
شده یانگوم هست .

بانو چویی از موضوع یانگوم کاملا با خبر میشه و میگه که اونا
یانگومو میکشن خیلی زود و بدون سر وصدا .

بعد از دخالت ملازم ارشد اونا از گناه یانگوم میگذرن و بهش میگن
اگه یک باره دیگه این کارو انجام بدی تورو خواهیم کشت .

وقتی یانگوم و ملازم ارشد در حال رفتن بودن بانو چویی از راه
میرسه و به ملازم ارشد میگه آیا تو به شاه خیانت میکنی و در
اینجاست که قسمت ۴۲ تمام میشه .

