تبليغاتX


Lee Young Ae - خلاصه قسمت ۴۶ جواهری در قصر
تاریخ یکشنبه هجدهم شهریور 1386 | ساعت : 0:6
 

 

 

 

خلاصه قسمت ۴۶ جواهری در قصر 

 پس از ساعت ها تلاش یانگوم از پادشاه می خواهد که چشمان خود را باز کند و پادشاه چشمان

 خود را باز می کند و متوجه خوب شدن چشمان خود می شود...

Image and video hosting by TinyPic

ملکه که از این ماجرا خرسند است از یانگوم می پرسد چگونه توانسته است این کار را بکند و

 یانگوم توضیح می دهد که بله اون بهکت بود اما علت آن چیز دیگری بود و علت آن التهاب

 نصفی از کبد بود و این بیماری در ابتدا به صورت آنفولانزا دیده می شود واین بیماری

گسترش پیدا کرده به روده و خون و رگها و در نهایت به چشم ها سرایت می کند...

Image and video hosting by TinyPic

من هم اول فکر می کردم که بیماری بهکت است اما زمانی که نبض پادشاه را گرفتم متوجه شدم

 که علت می تواند از جای دیگر باشد و آن هم به خاطرمسمومیت آرسنیک بوده است و این

 آرسنیک در شیری بوده است که ایشان هر روز استفاده می کردند و این شیر از گله هایی بوده

 است که از آن آب زمینی می خوردند که در آن ارسنیک بوده است که همان منبع چشمه های

آب گرم بوده است زیرا در آن چشمه های آب گرم آرسنیک بوده است، در همین زمان پادشاه که

 از بدست آوردن سلامتی خود خوشحال است از او می پرسد که نام تو چیست، که او می گوید

اسم من یانگوم است...

Image and video hosting by TinyPic

یانگوم وارد اتاق بانو چویی می شود ولیست غذاهایی را که برای سلامت پادشاه مضر است به بانو چویی می دهد...

Image and video hosting by TinyPic

افسرمین ونیروهایش از استخراج نقره ها و معامله آنها توسط وزیر اوو وبرخی مقامات آگاه می

 شوند به همین منظور در زمانی که آنها در حال معامله هستند آن ها راغافلگیر می کنند و برخی

 از آنان را دستگیر می کنند...

Image and video hosting by TinyPic

که وزیر اوو اعلام می کند یانگوم به جایگاه سابق خود برگشته است و پزشک شین شایسته

مراقبت از شماست و پزشک شین اولین کسی بود که متوجه شد که بیماری شما (بهکت)  است

و در کتاب ها دنبال راه درمان می گشت و اگر ملکه تاسیسات رسمی را نادیده نمی گرفت و با

تصمیمات خود باعث کاهش اعتبار داروخانه سلطنتی نمی شد این موضوع به وسیله داروخانه

سلطنتی حل می شد ، به همین دلیل است که مقامات رسمی از این موضوع شاکی هستند وفکر

می کنند به آنها توهین شده است ، زیرا یانگوم زمانی که باید به دلیل دسترسی به پروندهای

پزشکی شما مجازات می شد با دستور پنهانی ملکه آزاد شد که این امر باعث ناراحتی مقامات

رسمی شده است...

Image and video hosting by TinyPic

در همین حین پادشاه به دیدار یونسنگ می رود و جویای حال او می شود ، که یونسنگ از او

خواهشی می کند و از پادشاه می خواهد به داستان کسی که مانند خواهر اوست گوش کند که

پادشاه از او می پرسد این دختر کیست ، که یونسنگ اعلام می کند بانوی پزشک یانگوم که

پادشاه اعلام می کند خود او نیز مایل است او را ببیند و از یونسنگ می پرسد که آیا او این

جاست که یونسنگ اعلام می کند بله او همینک این جاست...

Image and video hosting by TinyPic

در همین حین پادشاه به دیدار یونسنگ می رود و جویای حال او می شود ، که یونسنگ از او

خواهشی می کند و از پادشاه می خواهد به داستان کسی که مانند خواهر اوست گوش کند که

پادشاه از او می پرسد این دختر کیست ، که یونسنگ اعلام می کند بانوی پزشک یانگوم که

پادشاه اعلام می کند خود او نیز مایل است او را ببیند و از یونسنگ می پرسد که آیا او این

جاست که یونسنگ اعلام می کند بله او همینک این جاست...

Image and video hosting by TinyPic

ویانگوم وارد اتاق می شود،پادشاه از یانگوم می پرسد که داستان او چیست ، آیا مربوط به

اردک گوگردی که خورده نبوده است و باعث تعجب و حیرت یانگوم می شود...

Image and video hosting by TinyPic

یانگوم از پادشاه می خواهد که بی عزتی و بی شرافتی بانو هن را پاک کند ، زیرا بانو هن

برای او مانند یک معلم و یک مادر بود،که پادشاه از او می پرسد به همین دلیل پرونده های

پزشکی من را بر داشتی که یانگوم اعلام می کند بله ، که پادشاه اعلام می کند پس به عبارتی

دیگر پاک کردن حساب بانو هن از اتهام واهی ودروغ...

Image and video hosting by TinyPic

که یانگوم اعلام می کند بله من این تقاضا را از شما می خواهم زیرا بانو هن بی گناه است و

اگر او تقصیری هم داشته باشد این هست که اجازه دخالت و نفوذ هیچ کس را در آشپزخانه ای

که غذای شما در آن درست میشد را نمی داد و برای زنده ماندن من در طی باز جویی اعتراف

به خیانت کرد و از شما خواهش می کنم که به قلب وخواسته اون اجازه بدین که دوباره در این

قصر زنده بشود...

Image and video hosting by TinyPic

که پادشاه اعلام می کند من همیشه از غذاهای بانو هن لذت می بردم اما برای پاک کردن اسم

اون من باید دوباره خونریزی کنم که بعد از این خونریزی ها قدرت شاهزاده کاهش خواهد پیدا

کرد و قدرت ملکه بیشتر خواهد شد که اگر این طور شود او مدت زیادی همسر من نخواهد بود

زیرا اون تنها کسی است که زندگی پسرم را تهدید خواهد کرد ، من به عنوان یک پدر برای یک

 پسر و یک همسر برای یک زن چرا باید چنین کاری کنم...

Image and video hosting by TinyPic

بانو چویی که از ارتباط یوئلی و بانو پارک (بانوی سابق منشی ها) با خبر شده است به یوئلی

اعلام می کند من دوست دارم تو مثل یک پروانه در آتش پرواز کنی برای یک فرد ، فردی که

تو و خانواده ات را نجات داد تو باید به این فردی که چنین محبتی به تو کرده است مدیون باشی

 و به او وفادار بمانی و اگر می خواهی وفاداریت را به بانو پارک (بانوی سابق منشی ها) نشان

 بدهی به او بگو که ساکت بماند زیرا این برای او بهتر خواهد بود و از تو می خواهم این

مدارک را به او بدهی...

Image and video hosting by TinyPic

پس از خروج یوئلی ، گیومیونگ در مورد درستی این کار می پرسد که بانو چویی توضیح می

دهد که در میان این مدارکی که برای او فرستادم مدرکی وجود دارد که می تواند او را به سمت

مرگ بکشاند ، زیرا ما الان نمی توانیم از عهده ی جنگ با بانو پارک بر بیاییم...

Image and video hosting by TinyPic

پانسول چویی و بانو چویی به دیدار وزیر اوو می روند و به او اعلام می کنند که او نباید

دوستان قدیمی خود را فراموش کند...

Image and video hosting by TinyPic

فردی ناشناس به قصد از بین بردن پزشک قصر وارد منزل وی می شود که در این هنگام

افسرمین و یانگوم برای دیدار پزشک قصر به منزل وی می روند که  افسرمین متوجه حضور

وی می شود و او را تعقیب می کند و با او درگیرمی شود ، اما فرد ناشناس موفق به فرار می

شود اما قبل از فرار افسر مین می تواند چهره ی او را ببیند...

Image and video hosting by TinyPic

یانگوم که به دیدن پزشک قصر رفته است از او می خواهد که حقیقت را روشن کند زیرا یک

فرد بی گناه به خاطر آن مرده است ، که پزشک قصر اعلام می کند باید راجب این موضوع فکر

 کند و از یانگوم می خواهد برود بیرون...

Image and video hosting by TinyPic

فرد ناشناسی که توسط پانسول جویی فرستاده شده بود به دیدن پانسول چویی می رود وبه او

می گوید زمانی که می خواسته است پزشک قصر را بکشد افسرمین نیز در همان جا بوده و او

نتوانسته این کار را بکند ، که پانسول چویی به او دستور می دهد که قبل از این که افسرمین

برای منزل پزشک قصر نگهبان بگذارد کار نیمه تمام خود را تمام کند...

Image and video hosting by TinyPic

فرد یکبار دیگر برای کشتن پزشک قصر روانه ی خانه ی پزشک قصر می شود اما زمانی که

به آنجا می رسد متوجه می شود که پزشک قصر خود ، خود کشی کرده است...

Image and video hosting by TinyPic

در همین هنگام یکی از بانوان آینده به سراغ بانو چویی و گیومیونگ می رود و اعلام می کند

بانوی پزشکی می خواهد شما را ببیند ، بانو چویی و گیو میونگ که فکر می کنند او حتما

یوئلی است به دیدار او می روند اما متوجه می شوند که او یانگوم است ، یانگوم به آنها اعلام

می کند که قبل از خودکشی پزشک قصر از او نامه ای گرفته است و از همه ی توطئه های آنها

 آگاه شده است و به آنها اعلام می کند که می خواهد به آنها یک فرصت بدهد به شرط آنکه آنها

 طلب بخشش کنند...

Image and video hosting by TinyPic

بانو چویی هراسان به دیدار وزیر اوو می رود و به او اعلام می کند که یانگوم از پزشک قصر

 وصیت نامه ای  گرفته است...

Image and video hosting by TinyPic

هم چنین پانسول چویی و بانو چویی  به دیدار وزیر اوو می روند تا در مورد این موضوع

تصمیم بگیرند که در آخر به این نتیجه می رسند که یانگوم دروغ می گوید زیرا اگر او چنین

نامه ای داشت به ما مهلت نمی داد اما باز هم احتیاط را رعایت می کنند وافرادی را به منزلی که

 یانگوم در آن زندگی میکند می فرستند تا این نامه را پیدا کنند اما نامه هایی جز نامه های

عاشقانه ی کنگ داگو به همسرش پیدا نمی کنند...

Image and video hosting by TinyPic

یانگوم به دیدار گیومیونگ می رود و از او می خواهد برای مدت کوتاهی به او اجازه دهد که به

 آشپزخانه قصر برگردد مانند زمانی که بانوی دربار آشپزخانه بود و از او می خواهد به

احساسی که در قلبش وجو دارد عمل کند زیرا او متوجه شده است که او مانند بانو هن به بانوان

 آینده آموزش می دهد و دوست ندارد نسبت به گیومیونگ احساس نفرت داشته باشد ...

Image and video hosting by TinyPic

که گیومیونگ عصبانی می شود و به یانگوم می گوید که اتاق را ترک کند وبه بیرون برود اما

یانگوم قبل از رفتن به او اعلام می کند این آخرین نشانه ی دوستی من با کسی بود که من تمام

 وقتم را با آن در آشپزخانه دربار صرف کردم...

Image and video hosting by TinyPic

گیومیونگ از یانگرو می خواهد به خانه ی پانسول چویی زیرا پانسول چویی و بانو چویی او را

 می خواهند ببینند ، در خانه ی پانسول چویی بانو چویی از یانگرو می خواهد  قصر را ترک

کند زیرا پزشک قصر مرده است ویانگوم هم نمی تواند کاری بکند اگر تو قصر را ترک کنی ،

زیرا او شروع به ترساندن تو می کند تا حقیقت را بگویی ، حال اگر می خواهی محاکمه نشوی

و زندگی آرام وبا ثروتی داشته باشی قصر را ترک کن و من مراقب اوضاع هستم و پس از آرام

 شدن اوضاع تو را بر می گردانم...

Image and video hosting by TinyPic

و یانگرو آماده ترک کردن قصر می شود اما قبل از رفتن از  بانو چویی می خواهد که اجازه دهد

 با دایی اش خداحافظ کند که بانو چویی اجازه می دهد و یانگرو به خانه دایی اش می رود و

متوجه می شود که مشاور وزیر اوو برای دیدن او به خانه ی دایی اش آمده است، مشاور وزیر

 اوو از یانگرو می خواهد که فردا صبح به دادستانی برود و هرچی که می داند بگوید که چطور

 بانو چویی مجبور کرد که مادر یانگوم سم بخورد و هم چنین بانو چویی قصد کشتن بانو هن را

 بوسیله هوانگ که صدف سمی خورده بود را داشته است و به هیچ عنوان نترسد زیرا او همه

چیز را در دفتر داستانی آماده کرده است وهیچ اتاقی برای او نمی افتد و او با گفتن این حرف

ها می تواند بانوی منشی های سلطنتی شود...

Image and video hosting by TinyPic

یانگرو که هنوز نمی داند چه تصمیمی بگیرد به دیدن یانگوم می رود...

Image and video hosting by TinyPic

 

Image and video hosting by TinyPic

 

 

 

+ نوشته شده توسط : آرمان (مدیر وبلاگ) در تاریخ یکشنبه هجدهم شهریور 1386 و ساعت 0:6 |


Copyright © 2007 arman-arash All Rights Reserved


وبلاگ رسمی لی یونگ ائه