





خلاصه قسمت ۴۸ سریال جواهری در قصر
وقتی که همه را برای داستان اردک های گوگردی جمع کرده بودن ناگهان پزشک قصر که همه
فکر می کردند که مرده است با افسرمین و یانگوم وارد جلسه می شود و مورد حیرت همگان
قرار می گیرد

و بعد افسرمین به رئیس دادستانی می گوید که وقتی ما به خونه پزشک قصر آمده بودیم
شخصی را فرستاده بودند تا او را بکشد که من به دنبال او رفتم و فرار کرد بخاطره همین ما او
ر مخفی کردیم که رئیس دادستانی به افسرمین می گوید که چرا به ما خبر ندادی که در همین
حال پزشک قصر می گوید که من از آن ها زمان خواسته بودم

و بعد وزیر اوه می گوید که دیدین همه مدارک جعلی بود رئیس دادستانی به یو لی می گوید که
چرا دروغ گفتی یو لی می گوید به تحریک بانوی منشی های دربار بود که من دروغ گفتم که
بانو چویی گفت که همه این ها دروغ است و از قبل تنظیم شده است

که در همین حین بانویی که اردک گوگردی خورده بود وارد جلسه می شود و می گوید که من
قبل از این که اردک های گوگردی را بخورم بانو یون یک غذای پادشاه را به من داد تا من
بخورم وبعد من را فرستادن که اردک های گوگردی را بخورم

و بعد از صحبت بانوی در باری که اردک گوگردی خورده بود دستیار بانو پارک وارد جلسه
می شود و می گوید که بانو پارک کار داشتند و نتوانستند بیایند و به خاطره همین من را به جای
خودشان فرستادن که به من نامه ای دادن که من نامه را به شما به دهم که نامه را به افسرمین
می دهد و بعد افسرمین هم به رئیس دادستانی می دهد


در همین موقع همه می خواستن به فهمند که در داخل نامه چی نوشته شده است که رئیس
دادستانی در حال خواندن نامه بود

وقتی که رئیس دادستانی داشت نامه را می خواند افسر مین می گوید که در داخل این نامه نوشته
شده است که چه کسانی در این ماجرا دست داشته است

وقتی که رئیس دادستانی فهمید که چه کسانی در این ماجرا دست داشتند دستور داد همه آنها را
بازداشت کنند

و دستور داد بانوی منشی ها و تمام مجرمین را دستگیر کنند




در حین باز پرسی از مجرمان از پیشکاران خبر می رسد که بانو چویی فرار کرده است


بانو چویی به اتاق قالب یخ ها رفته بود رفته بود که ناگهان یک بانوی دربار وارد می شود و
بانو چویی را می بیند باچویی به او پول می دهد تا به پیش ملکه مادر برود و اجازه دهد که
بانوچویی او را ملاقات کند

بانوی دربار به پیش ملکه می رود و به ملکه می گوید ولی ملکه از دیدن او خودداری می کند و
به او دستور می دهد که به گارد دربار اطلاع دهد تا او را دستگیر کند

بانو چویی به اتاق دیگری از قصر فرار می کند که یک بانوی دربار بانو چویی را می بیند و به
بانو مین اطلاع می دهد بانو مین هم به یانگوم می گوید و بعد یانگوم به پیش بانو چویی می رود
و از او می خواهد که مانند بانو هن خود را تحویل دهد و گناهان را به گردن بگیرد تا به
گیومیونگ آسیبی نرسد .


بانو چویی بعد از طلب بخشش در مسیر برگشتن به فکر گذشته به یک درختی که یک پارچه
قرمز رنگی داشت برخورد می کند وبه سوی پارچه قرمز می رود تا او را بگیرد که ناگهان زیر
پای او خالی می شود و بانوی چویی چوب درخت را می گیرد و به یاد دوران کودکی خود
چوب درخت را رها می کند و به طرف پایین سقوط می کند و می میرد


رئیس دادستانی حکمی که از طرف پادشاه گفته شده بود انجام داد از جمله وزیر اوه کیومو
اخراج از دربار و به جزیره هاکسان تبعید شد

زندانی پارک بی کیوم اخراج از دربار و تبعید به جیجوا

زندانی پانسول چوئی محکوم به 20 ضربه شلاق و بعنوان کارگر معدن به هام کیونگ فرستاده
شد ولی در راه بردن به هام کیونگ او می میرد

زندانی چوئی گیوم یونگ از دست دادن موقعیت و اخراج گردید

زندانی یانگ یونگ سو اخراج از دربار و ممنوعیت از پرداختن به پزشکی و زندانی پارک
یولی اخراج از دربار و ممنوعیت از پرداختن به پزشکی

مردم بعد از اینکه خاندان چویی از بین رفتن به جشن پرداختند

پادشاه به یانگوم 77 پیمانه برنج و 77 پیمانه حبوبات و 3 پیمانه گیاهان دارویی پاداش داد و
پادشاه به یانگوم گفت اگر درخواستی هم داری بگو که یانگوم گفت من سه درخواست دارم که
1– مقام بانو هن را برگردانید چون او بی انصافانه مرد 2 - خواهش می کنم عزت مادرم را
هم برگردانید چون مادرم یک بانوی دربار در آشپزخانه سلطنت بود و به دروغ متهم کردند و او
مرگ دردناکی و ناحقی را تحمل کرد 3 - بانوی اول آشپزخانه شود

یانگوم بانوی اول آشپزخانه شد

بعد از اینکه یانگوم بانوی اول آشپزخانه شد به گفته مادرش که به او گفته بود ظلم هایی که به
من وارد شده بود در دفتری که مخصوص بانوان اول آشپزخانه است بنویس


و افسر مین در میان جلسه پزشکان به آنها گفت به دستور پادشاه تا زمانی که بانوی اول
آشپزخانه مشخص نشده است یانگوم بانوی اول آشپزخانه است









