تبليغاتX


Lee Young Ae - خلاصه قسمت 44 جواهری در قصر
تاریخ پنجشنبه یکم شهریور 1386 | ساعت : 16:54

 

 

خلاصه قسمت ۴۴ سریال جواهری در قصر

 

 

بعد از این که ملکه به یانگوم میگه که باید بیماری شاه رو پیدا کنی و یانگوم

 

 هم قبول میکنه ملازم ارشد یانگومو به یک جایی میبره که در اونجا به تحقیقاتش

 

 ادامه بده و در اونجا خانوم دکتر و افسر مین هم هستند ملازم ارشد میگه که

 

 شاه فلج شده و شما وقت زیادی برای تشخیص بیماری ندارید و اگه نتونید

 

 بیماری را تشخیص دهید طبق قانون محاکمه میشوید.

 

 

افسر مین به یانگوم میگه اگه نتونیم علت بیماری شاه را پیدا کنیم دیگه

 

 هیچ کدوم از ما در آسایش نیستیم و خانواده چویی هم از دست ما به

 

 راحتی خلاص میشوند.

 

 

خوانوم دکتر به یانگوم میگه که من بیمارانی را به اینجا آوردم که علائم

 

 بیماریشون مثل شاه هست و ما باید بر طبق نوشته ها و این بیماران علت

 

 مریضی شاه را بفهمیم .

 

 

افسر مین به پزشکان میگه که یانگوم از قصر اخراج شده و به جیجو رفته.

 

 وزیر او میگه که الان این مسئله مهمی نیست ما باید به بیماری شاه رسیدگی

 

 کنیم. افسرمین به پزشک شاه میگه چرا نمیذارین دکتر شین و یونگ شاه را

 

 معاینه کنند تا در آینده هیچ شکی به وجود نیاد. بعد از بحث های زیاد قبول

 

 میکنن که دکتر شین و یونگ شاه را معاینه کنند.

 

 

بعد از معاینه هر دو پزشک یک جلسه تشکیل میشه که در اون جلسه هر

 

 دو پزشک میگن که هیچ مشکلی وجود نداشت و تشخیص درست بود.

 

 پزشک شاه میگه که مشکل از غذا هست ولی بانو چویی میگه ما با دادن

 

 این غذاها به 1000 نفر ثابت میکنیم که غذا مشکلی نداشته .

 

 

یوئل-یی به پزشک شاه میگه که حالا شما کاملا مبرا شدین و ما حالا با بانو

 

 منشیها مواجه هستیم پزشک شاه میگه که ما باید به اون کمک کنیم تا

 

 بی گناه بشه.

 

 

یانو چویی و برادرش و وزیر او وقتی در حال بحث در مورد بیماری شاه

 

 بودن یانگرو میاد تو و میگه ملازمان میخوان آشپزخانه و خانه ی شما را

 

بررسی کنن  و بانو چویی و برادرش بسیار از این موضوع عصبانی میشن .

 

 

افسرمین به یکی از زیر دستانش دستور میده که همراه ملازمین به خونه چویی

 

 بره و نمام خونه را مورد بررسی قرار بده .

 

 

ملازمان شروع به بررسی آشپزخانه میکنن .

 

 

وقتی بررسی تموم میشه یک سری چیزهای مشکوک رو میارن و از

 

 بانوی اول در مورد اونا توضیح میخوان. گیومیونگ در مورد همه

 

 توضیح میده تا میرسه به یک ظرفی که توی آشپزخانه بوده اون میگه

 

 که این یک ادویه مخصوص هست که ما ازش استفاده میکنیم بعد از

 

 بررسی های پزشکان میفهمت اون چیزی که توی ظرفه یک ماده سمی

 

 هست و بانوی اول میگه که این یک دام هست.(خوب راست میگه چون

 

 اینو یوئل-یی ریخته بود توی ظرف)

 

 

افسر مین این خبرو به یانگوم میده و بهش میگه که بانوی اول بازداشت شده

 

 و افسر مین میگه که این فرصت خوبی برای ما هست تا تخقیق کنیم یانگوم

 

 به افسر مین میگه که من باید یک چیزی را از طریق شین بی بفهمم...

 

 

افسرمین اینو به شین بی میگه که باید در مورد جای سوزنهایی که قبلا به

 

 شاه زده شده بود تحقیق کنی و ببینی که آیا اونا چرک کردن ویا متورم شدن

 

 یا نه شین بی میره و اینو از یکی از پزشکان زن میپرسه و اونم بهش میگه

 

 که بله قبلا این طور شده .

 

 

آقای چویی میره پیش وزیر او و ازش کمک میخواد ولی اون بهش میگه

 

 که من نمیتونم در این مورد کمکی کنم ولی آقای چویی بهش میگه که مهم

 

 نیست چقدر خرج برمیداره شما باید به دیدار وزیر جناح راست بروید و

 

 بهش سند یک ملک را میده .

 

 

یوئل-یی میره پیش بانوی منشیهای قبلی و بهش میگه که مقام شما برمیگرده

 

من مدیون به شما هستم بخاطر این که از من و برادران و خواهرم در دورانی

 

 که ما گرسنگی میکشیدیم نگهداری کردید و من بانوچویی را بخاطر این بلایی

 

 که سر شما آورد نمیبخشم .

 

 

وزیر او با بانوی منشیهای قبلی دیدار میکنه و بانوی منشیها بهش میگه که

 

 به بانوچویی کمک نکن تا اونا از بین برن و اون وقت شما مالک زمینهای

 

 داروهای گیاهی هستین و منم به مقام خودم برمیگردم.

 

 

بانوی اول بازداشت میشه و به زندان میره .

 

 

یانگوم بلاخره بیماری شاه را تشخیص میده و میفهمه که بخاطر حساسیت زیاده .

 

 

یوئل-یی به پزشک ارشد میگه که من از افراد بانوی منشیهای قبلی بانو پارک

 

 هستم و من این بلا را سر خانواده چویی آوردم و شما نگران چیزی نباشید

 

 چون آقای او هم با ما هستند و شما فقط روی بیماری شاه تمرکز کنید .

 

 

داگو وقتی داشت نوشیدنیهاشو تحویل میداد دید که وزیر او با بانو پارک

 

ملاقات کرد و سریع اینو به افسر مین خبر میده و افسر مین میگه که

 

 مواظب اونا باش و به من خبر بده .

 

 

داگو و زنش شروع به تحقیق میکنن و وقتی زن داگو داشت تحقیق میکرد

 

 میبینه که آقای چویی را بازداشت کردن و دارن میبرنش .

 

 

بعد از آقای چویی نوبت بانو چویی میرسه و اونم دستگیر میکنن و میبرن .

 

 

وقتی هر 3 نفر اونا بازداشت میشن اونارو به دادگاه میبرن و ازشون

 

 میپرسن کی به شما گفته بود همچین غذاهایی سرو کنید ولی اونا چیزی

 

 نمیگن و ریئس دادگاه میگه اینقدر شکنجه شان کنید تا حرف بزنن .

 

 

وقتی این اتفاقات برای بانوچویی میفته یانگرو میره پیش یونسنگ و ازش بابت

 

 کارهایی که کرده معضرت میخواد ولی یونسنگ بهش میگه برو بیرون .

 

 

افسرمین خبر دستگیر شدن بانو چویی و آقای چویی را به یانگوم میده و

 

 بهشمیگه که اگه تو دلیل بیماری را به کسی نگی اونا نابود میشن .

 

 

یانگوم میره توی فکر که باید چکار کنه. انتقام یا بخشش ؟؟؟

 

 

یانگوم میره توی زندان به دیدن بانو چویی و به اونا میگه که شما خواب

 

 جایی که من و بانو هن بودیم رو هم نمیدیدین بانو چویی به اون میگه که

 

 تو اون قارچ های سمی را توی ظرف گذاشتی ولی یانگوم میگه که من

 

 همچین حیله کثیفی را به کار نمیبرم یانگوم به اونا میگه که من یک فرصت

 

 به شما میدم تا از بانو هن تقاضای بخشش کنید ولی اونا قبول نمیکنن .

 

 

خانوم دکتر و افسرمین به یانگوم میگن این فرصت خوبی هست تا انتقام

 

 بگیری ولی یانگوم میگه من نمیخوام از این طریق انتقام بگیرم .

 

 

بانو پارک یک نوشته به وزیر او میده و میگه با این مدرک بانوچویی برای

 

 همیشه نابود میشه و شما این مدرک را به دفتر دادستانی بدهید .

 

 

 یانگوم همچنان در فکر !!!

 

 

وقتی که دارن بانوچویی و بقیه را شکنجه میکنن یانگوم و افسر مین از راه

 

 میرسن و میگن که اونا رو آزاد کنید مشکل از غذا نبوده بلکه از تشخیص

 

 اشتباه بوده  و این دستور ملکه هست در اینجا قسمت 44 تمام میشود .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط : آرمان (مدیر وبلاگ) در تاریخ پنجشنبه یکم شهریور 1386 و ساعت 16:54 |


Copyright © 2007 arman-arash All Rights Reserved


وبلاگ رسمی لی یونگ ائه